هفت دفتر
بخش ۱۲۹ - هدیه بردن عرب سبوی آب باران از میان بادیه سوی بغداد به امیرالمؤمنین بر پنداشت آنک آنجا هم قحط آبست مولانا: گفت زن صدق آن بود کز بود خویش | هفت دفتر