

مثنوی معنوی
بخش ۵ - ملاقات پادشاه با آن ولی که در خوابش نمودند
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۵ - ملاقات پادشاه با آن ولی که در خوابش نمودند
دست بگشاد و کنارانش گرفت
همچو عشق اندر دل و جانش گرفت
دست و پیشانیش بوسیدن گرفت
وز مقام و راه پُرسیدن گرفت
پرسپرسان میکشیدش تا به صدر
گفت گنجی یافتم آخر به صبر
گفت ای نور حَقُ و دفعِ حَرَج
معنی اَلصَّبْرُ مِفتاحُ الفرج
ای لقای تو جواب هر سؤال
مشکل از تو حل شود بیقیلوقال
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
در ادامه داستان کنیزک و پادشاه؛ وقتیکه پادشاه آن حکیم از راهرسیده را ملاقات میکند به آن حکیم، ابراز لطف و محبت فراوان میکند و او را با خود به صدر مجلس مینشاند و در دل خود بسیار شادمان است و از او ستایشها میکند. پس از پذیرایی از او، اغیار را ترک گفته و با او به حرم میرود تا مشکل خود را با او در میان بگذارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
