

مثنوی معنوی
بخش ۶۸ - جواب گفتن هدهد طعنهٔ زاغ را
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶۸ - جواب گفتن هدهد طعنهٔ زاغ را
گفت ای شه بر من عور گدای
قول دشمن مشنو از بهر خدای
گر به بطلانست دعوی کردنم
من نهادم سر ببُر این گردنم
زاغ کو حکمِ قضا را منکرست
گر هزاران عقل دارد کافرست
در تو تا کافی بود از کافران
جای گَند و شهوتی چون کافِ ران
من ببینم دام را اندر هوا
گر نپوشد چشم عقلم را قضا
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: هدهد به طعنههای زاغ پاسخ میدهد و از او میخواهد که به سخنان دشمنان توجه نکند. او تأکید میکند که اگر دشمنان او را نادرست بدانند، ادعایش را در مورد حقیقت نادیده نگیرد. هدهد به زاغ میفهماند که انکار حکم الهی و قضا، او را از عقل و دانش دور میکند و در نهایت میتواند سبب سقوطش شود. او بر این باور است که درکی نادرست از قضا، افراد را به ورطه نابودی میکشاند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
