

مثنوی معنوی
بخش ۸ - دریافتن آن ولی رنج را و عرض کردن رنج او را پیش پادشاه
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸ - دریافتن آن ولی رنج را و عرض کردن رنج او را پیش پادشاه
بعد از آن برخاست و عزم شاه کرد
شاه را زان شمّهای آگاه کرد
گفت تدبیر آن بوَد کان مرد را
حاضر آریم از پی این درد را
مرد زرگر را بخوان زان شهر دور
با زر و خلعت بده او را غرور
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شخصیتی به نام ولی دچار رنجی است که باید به اطلاع پادشاه برسد. پس از بررسی اوضاع، تصمیم میگیرد تا نغمههای درد ولی را برای شاه بازگو کند. در این راستا، اقدام به فراخواندن یک زرگر از شهری دور میکند و به او هدیهای از طلا و لباسهای فاخر میدهد تا او را در این مسیر تشویق کند. هدف این است که با کمک زرگر، ولی و دردش به پادشاه معرفی شوند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
