

مثنوی معنوی
بخش ۸۱ - تفسیر و هو معکم اینما کنتم
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۱ - تفسیر و هو معکم اینما کنتم
بار دیگر ما به قصه آمدیم
ما از آن قصه برون خود کی شدیم
گر به جهل آییم آن زندان اوست
ور به علم آییم آن ایوان اوست
ور به خواب آییم مستان وییم
ور به بیداری به دستان وییم
ور بگرییم ابر پر زرق وییم
ور بخندیم آن زمان برق وییم
ور به خشم و جنگ عکس قهر اوست
ور به صلح و عذر عکس مهر اوست
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به تفسیر مفهوم وجود و حضور خداوند در زندگی انسانها میپردازد. هر حالتی که انسان در آن قرار دارد، اعم از جهل، علم، خواب، بیداری، شادی، گریه یا حتی خشم و صلح، نمایی از حضور و صفات خداوند است. مولانا به این نکته اشاره میکند که انسانها همواره در جستجوی حقیقتاند و در هر شرایطی که باشند، در واقع بخشی از خداوند را در خود دارند و هیچگاه از او جدا نیستند. در نهایت، به ناشناختگی انسان نسبت به خود و خالق اشاره میشود و این که ما به طور مداوم در دنیای پیچیدهای زندگی میکنیم.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
