

مثنوی معنوی
بخش ۹۴ - وداع کردن طوطی خواجه را و پریدن
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۹۴ - وداع کردن طوطی خواجه را و پریدن
یک دو پندش داد طوطی، بینفاق
بعد از آن گفتش: "سلامٌ، الفِراق!"
خواجه گفتش: "فی امان الله، برو
مَر مَرا اکنون نمودی راه نو"
خواجه با خود گفت کاین پند منست
راه او گیرم که این ره، روشنست
جان من کمتر ز طوطی کی بوَد؟
جان چنین باید که نیکوپی بود
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این شعر، طوطی خواجه از او وداع میکند و چند پند بینفاق به او میدهد. پس از آن به خواجه میگوید که خداحافظی کرده و خواجه او را با آرزوی خوشی ترک میکند. خواجه پس از رفتن طوطی به تأمل میپردازد و میفهمد که پندهای طوطی راه و روش جدیدی را به او نشان داده است. او به این فکر میکند که ارزش جان او کمتر از جان طوطی نیست و باید رفتار نیکو و پسندیدهای داشته باشد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
