

مثنوی معنوی
بخش ۱۰۶ - اشکال آوردن برین قصه
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۰۶ - اشکال آوردن برین قصه
ابلهان گویند کین افسانه را
خط بکش زیرا دروغست و خطا
زانک مریم وقت وضع حمل خویش
بود از بیگانه دور و هم ز خویش
از برون شهر آن شیرین فسون
تا نشد فارغ نیامد خود درون
چون بزادش آنگهانش بر کنار
بر گرفت و برد تا پیش تبار
مادر یحیی کجا دیدش که تا
گوید او را این سخن در ماجرا
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این شعر، مولانا به انتقاد از کسانی میپردازد که به داستان ولادت عیسی (ع) ایراد میگیرند و آن را دروغ مینامند. او اشاره میکند که مریم، زمانی که برای زایمان آماده بود، از دیگران دور بوده و در عین حال، تنها به خود و مبدأ وجودش اشاره دارد. پس از تولد، مریم کودک خود را به نزد قوم و تبارش میبرد و این داستان، در واقع، از ویژگیهای معجزهآسا و الهی زایمان او حکایت دارد. مولانا میخواهد نشان دهد که فهم عمیق این ماجرا برای افراد بیخود، ممکن است دشوار باشد و باید به حقیقت پنهان آن توجه کرد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
