

مثنوی معنوی
بخش ۱۱۰ - جستن آن درخت کی هر که میوهٔ آن درخت خورد نمیرد
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۱۱۰ - جستن آن درخت کی هر که میوهٔ آن درخت خورد نمیرد
گفت دانایی برای داستان
که درختی هست در هندوستان
هر کسی کز میوهٔ او خورد و بُرد
نی شود او پیر نی هرگز بمرد
پادشاهی این شنید از صادقی
بر درخت و میوهاش شد عاشقی
قاصدی دانا ز دیوان ادب
سوی هندوستان روان کرد از طلب
سالها میگشت آن قاصد ازو
گرد هندوستان برای جست و جو
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: داستان دربارهٔ مردی است که میخواهد به درختی در هندوستان برسد که میوهاش باعث جاودانگی و عدم مرگ میشود. پادشاهی این خبر را میشنود و قاصدی را به جستجوی درخت میفرستد. قاصد پس از سالها تلاش و جستجوی مداوم در شهرها و روستاهای هندوستان، تنها با تمسخری از مردم مواجه میشود و در نهایت به نتیجهای نمیرسد. با خستگی و ناامیدی، او تصمیم میگیرد که به سوی پادشاه بازگردد و در این مسیر اشک میریزد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
