

مثنوی معنوی
بخش ۱۰۶ - شنیدن داود علیه السلام سخن هر دو خصم وسال کردن از مدعی علیه
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۰۶ - شنیدن داود علیه السلام سخن هر دو خصم وسال کردن از مدعی علیه
چونک داود نبی آمد برون
گفت هین چونست این احوال چون
مدّعی گفت ای نبی الله داد
گاو من در خانهٔ او درفتاد
کشت گاوم را بپرسش که چرا
گاو من کشت او بیان کن ماجرا
گفت داودش بگو ای بوالکرم
چون تلف کردی تو ملک محترم
هین پراکنده مگو حجت بیار
تا به یک سو گردد این دعوی و کار
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: داود نبی برای رسیدگی به دعوایی بین دو شخص میآید. یکی از آنها مدعی است که گاو او به خانهی شخص دیگری رفته و بدون دلیل کشته شده است. در پاسخ به او، داود میگوید که باید شاهدی بیاورد تا دعوا به سرانجام برسد. مدعی از سالها دعا و درخواست خود سخن میگوید و تأکید میکند که مردم از درد و رنج او آگاهند. او توضیح میدهد که گاو را دیده و با توجه به شکرگزاری اش مورد قبول خدا قرار گرفته است، بنابراین آن را کشته است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
