

مثنوی معنوی
بخش ۱۲۰ - صفت خرمی شهر اهل سبا و ناشکری ایشان
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۲۰ - صفت خرمی شهر اهل سبا و ناشکری ایشان
اصلشان بَد بود آن اهل سبا
میرمیدندی ز اسبابِ لقا
دادشان چندان ضیاع و باغ و راغ
از چپ و از راست از بهر فراغ
بس که میافتاد از پُری ثمار
تنگ میشد معبرِ ره، بر گذار
آن نثار میوه، ره را میگرفت
از پُریِ میوه، رهرو در شگفت
سَلّه بر سر در درختستانشان
پُر شدی ناخواست از میوهفشان
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این شعر، مولانا به وصف زندگی خوش و خرّمی شهر اهل سبا میپردازد که از باغها و میوههای فراوان بهرهمند بودند. آنها به قدری در نعمت غرق بودند که از یاد نعمتها و ناشکری خود غافل شده بودند. عیش و خوشیهای این قوم به حدی بود که حتی دزد و گرگ نیز در شهرشان امنیت داشتند. اما در عین حال، مولانا از این یادآوری میکند که انبیاء بر آنان تأکید میکردند که در برخورد با نعمات، شکرگزاری را فراموش نکنند و باید در مسیر درستی گام بردارند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
