

مثنوی معنوی
بخش ۱۳۹ - حکمت آفریدن دوزخ آن جهان و زندان این جهان تا معبد متکبّران باشد کی ائتیا طوعا او کرها
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۳۹ - حکمت آفریدن دوزخ آن جهان و زندان این جهان تا معبد متکبّران باشد کی ائتیا طوعا او کرها
که لئیمان در جفا صافی شوند
چون وفا بینند خود جافی شوند
مسجد طاعاتشان پس دوزخست
پایبند مرغ بیگانه فخست
هست زندان صومعهٔ دزد و لئیم
کاندرو ذاکر شود حق را مقیم
چون عبادت بود مقصود از بشر
شد عبادتگاه گردنکش سقر
آدمی را هست در هر کار دست
لیک ازو مقصود این خدمت بدست
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: مولانا در این شعر به بررسی حکمت آفرینش دوزخ و زندان این جهان میپردازد و به رابطهی انسانها با خدا و عبادت اشاره میکند. او میگوید که آفریدن دوزخ برای مجازات متکبرین و زندان به عنوان مکانی برای یاد خداوند است. در این متن، عبادت به عنوان هدف اصلی خلق انسانها مطرح میشود و تأکید میشود که عمل انسانها باید به شکرگزاری و بندگی منتهی شود. در نهایت، هر فرد مطابق با اعمالش معبدی دارد که به آن نسبت داده میشود، چه معبدی برای کریمان و چه برای متکبران. مولانا این دو گروه را به خوبی و بدی تقسیم میکند و نتیجه میگیرد که خداوند برای هر دو موجودیت، دوزخ و عبادتخانههای متناسب با کردارشان خلق کرده است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
