

مثنوی معنوی
بخش ۱۸۶ - در آمدن آن عاشق لاابالی در بخارا وتحذیر کردن دوستان او را از پیداشدن
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۶ - در آمدن آن عاشق لاابالی در بخارا وتحذیر کردن دوستان او را از پیداشدن
اندر آمد در بخارا شادمان
پیش معشوق خود و دارالامان
همچو آن مستی که پرد بر اثیر
مه کنارش گیرد و گوید که گیر
هرکه دیدش در بخارا گفت خیز
پیش از پیدا شدن منشین گریز
که ترا میجوید آن شه خشمگین
تا کشد از جان تو ده ساله کین
الله الله درمیا در خون خویش
تکیه کم کن بر دم و افسون خویش
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر به نقل داستان عاشق لاابالیای میپردازد که با شوق و ذوق به بخارا آمده است. دوستان او، که نگران خطرات او هستند، از او میخواهند که پنهان بماند و خطرهای احتمالی را در نظر بگیرد. آنها به او میگویند که جستوجوی عاشق خشمگین ممکن است جانش را تهدید کند و او را به اجتناب از خطرات ویرانگر دعوت میکنند. شاعر به کنایه عاقلی را معرفی میکند که به خاطر عشق و مستی، عقل و احتیاط خود را نادیده گرفته و در معرض عواقب ناگوار قرار گرفته است. در نهایت، اشاره به این نکته دارد که قضا و قدر بر عقل و زیرکی چیره میشود و انسان را به سمت ناامیدی میکشاند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
