

مثنوی معنوی
بخش ۱۹ - افتادن شغال در خُم رنگ و رنگین شدن و دعوی طاوسی کردن میان شغالان
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۹ - افتادن شغال در خُم رنگ و رنگین شدن و دعوی طاوسی کردن میان شغالان
آن شغالی رفت اندر خُمّ رنگ
اندر آن خُم کرد یک ساعت درنگ
پس بر آمد پوستش رنگین شده
که منم طاووس علیین شده
پشم رنگین رونق خوش یافته
آفتاب آن رنگها بر تافته
دید خود را سبز و سرخ و فُور و زرد
خویشتن را بر شغالان عرضه کرد
جمله گفتند ای شغالک حال چیست؟
که تو را در سر نشاطی ملتویست
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شغالی وارد خمی پر از رنگ میشود و پس از مدتی در آن میماند و رنگین میگردد. وقتی از خم بیرون میآید، با غرور ادعا میکند که طاووس برتر شده است و خود را به شغالان دیگر نشان میدهد. شغالان، متعجب از رفتار او، به او میگویند که چرا اینگونه متکبر شده و ریشهی این نشاط و خودستاییاش چیست. یکی از شغالان به او میگوید که این تغییر ظاهر و خود بزرگبینی، نشان از بیشرمی او دارد و او را به یاد میآورد که گرمی و اعتبار واقعی نزد اولیا و بزرگان است، نه ظواهر فریبنده. در نهایت، موضوع بر این نکته تأکید میشود که برخی افراد با خودپسندی سعی در جلب توجه دیگران دارند، در حالی که در درون خود حال خوشی ندارند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
