

مثنوی معنوی
بخش ۲۰۹ - بقیهٔ ذکر آن مهمان مسجد مهمانکش
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۰۹ - بقیهٔ ذکر آن مهمان مسجد مهمانکش
باز گو کان پاکباز شیرمرد
اندر آن مسجد چه بنمودش چه کرد
خفت در مسجد خود او را خواب کو
مرد غرقه گشته چون خسپد بجو
خواب مرغ و ماهیان باشد همی
عاشقان را زیر غرقاب غمی
نیمشب آواز با هولی رسید
کایم آیم بر سرت ای مستفید
پنج کرت این چنین آواز سخت
میرسید و دل همیشد لختلخت
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این شعر، مولانا به روایت حال و هوای مهمانی میپردازد که در مسجد مهمانکش خفته است. او به خواب میرود و در عالم خواب، خوابزده و غرق در غم عشق عاشقان میشود. در نیمهشب صوتی ترسناک به او میرسد که او را با صدایی پر از اشتیاق نام میبرد. صدا پنج بار جاری میشود و هر بار دل او را بیشتر میلرزد و به حالتی عمیق میکشاند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
