

مثنوی معنوی
بخش ۷۴ - کرامات شیخ اقطع و زنبیل بافتن او به دو دست
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۷۴ - کرامات شیخ اقطع و زنبیل بافتن او به دو دست
در عریش او را یکی زایر بیافت
کو بههر دو دست می زنبیل بافت
گفت او را ای عدو جان خویش
در عریشم آمده سر کرده پیش
این چراکردی شتاب اندر سباق
گفت از افراط مهر و اشتیاق
پس تبسم کرد و گفت اکنون بیا
لیک مخفی دار این را ای کیا
تا نمیرم من مگو این با کسی
نه قرینی نه حبیبی نه خسی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این بخش از مثنوی، شیخ اقطع با کرامتی که به او داده شده، در حال بافتن زنبیل به دو دست خود در عریشاش است. یک زایر به او نزدیک میشود و در مورد شتابش در بافتن زنبیل میپرسد. شیخ به او میفهماند که این کار از عشق و محبت است و از او میخواهد که راز این کرامت را فاش نکند. بعد از آن، گروهی دیگر متوجه این کار میشوند و شیخ توضیح میدهد که حکمت الهی باعث شده که این کرامت آشکار گردد و او نمیخواهد که کسی به بیگمانی دچار شود. او به زایر یادآوری میکند که هرگز باید از تسلی الهی غافل نشود و این کرامت را به خاطر دیگران به نمایش گذاشته است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
