

مثنوی معنوی
بخش ۱۰۱ - جواب دادن روبه خر را و تحریض کردن او خر را بر کسب
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۰۱ - جواب دادن روبه خر را و تحریض کردن او خر را بر کسب
گفت روبه این حکایت را بهل
دستها بر کسب زن جهد المقل
دست دادستت خدا کاری بکن
مکسبی کن یاریِ یاری بکن
هر کسی در مکسبی پا مینهد
یاری یاران دیگر میکند
زانک جمله کسب ناید از یکی
هم دروگر هم سقا هم حایکی
هین به انبازیست عالم بر قرار
هر کسی کاری گزیند ز افتقار
طبلخواری در میانه شرط نیست
راه سنت کار و مکسب کردنیست
شعر بعد: بخش ۱۰۲ - جواب گفتن خر روباه را کی توکل بهترین کسبهاست کی هر کسبی محتاجست به توکل کی ای خدا این کار مرا راست آر و دعا متضمن توکلست و توکل کسبی است کی به هیچ کسبی دیگر محتاج نیست الی آخرهشعر پیش: بخش ۱۰۰ - در تقریر معنی توکل حکایت آن زاهد کی توکل را امتحان میکرد از میان اسباب و شهر برون آمد و از قوارع و رهگذر خلق دور شد و ببن کوهی مهجوری مفقودی در غایت گرسنگی سر بر سر سنگی نهاد و خفت و با خود گفت توکل کردم بر سببسازی و رزاقی تو و از اسباب منقطع شدم تا ببینم سببیت توکل را
