

مثنوی معنوی
بخش ۱۱۱ - جواب گفتن خر روباه را
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۱۱ - جواب گفتن خر روباه را
گفت رو رو هین ز پیشم ای عدو
تا نبینم روی تو ای زشترو
آن خدایی که ترا بدبخت کرد
روی زشتت را کریه و سخت کرد
با کدامین روی میآیی به من
این چنین سغری ندارد کرگدن
رفتهای در خون جانم آشکار
که ترا من رهبرم تا مرغزار
تا بدیدم روی عزرائیل را
باز آوردی فن و تسویل را
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این شعر، خر با روباه گفتگویی چالشبرانگیز دارد و از او میخواهد که از پیشش برود. او به زشتی و بدبختی روباه اشاره میکند و از تجربههای تلخ خود در مواجهه با مرگ، عذاب و ظلمت سخن میگوید. خر به این نکته پی میبرد که یاران بد میتوانند انسان را به سختی بیفکنند و سرانجام در دعا و زاری از خداوند طلب نجات میکند. او عهد میکند که دیگر فریب وسوسههای دیگران را نخورد و به حقایق ایمان بیاورد. در نهایت، خر بر اهمیت انتخاب یاران خوب تأکید میکند و میگوید که عقل باید بر پایه درستی بنا شود تا از آسیب و خطرات محفوظ بماند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
