

مثنوی معنوی
بخش ۱۵۴ - دگربار استدعاء شاه از ایاز کی تاویل کار خود بگو و مشکل منکران را و طاعنان را حل کن کی ایشان را در آن التباس رها کردن مروت نیست
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۵۴ - دگربار استدعاء شاه از ایاز کی تاویل کار خود بگو و مشکل منکران را و طاعنان را حل کن کی ایشان را در آن التباس رها کردن مروت نیست
این سخن از حد و اندازهست بیش
ای ایاز اکنون بگو احوال خویش
هست احوال تو از کان نوی
تو بدین احوال کی راضی شوی
هین حکایت کن از آن احوال خوش
خاک بر احوال و درس پنج و شش
حال باطن گر نمیآید بگفت
حال ظاهر گویمت در طاق وجفت
که ز لطف یار تلخیهای مات
گشت بر جان خوشتر از شکرنبات
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاه از ایاز میخواهد که وضعیت و حال خویش را بیان کند تا مشکلات و شبهات منکران و مخالفان را حل کند. ایاز در پاسخ میگوید که بیان حالاتش از حد و اندازه فراتر میرود، اما او میداند که حال باطنش با وضعیت ظاهریاش متفاوت است. او تلخیهای زندگی را به دنبال لطف یار شیرینتر از شکر توصیف میکند و بیان میکند که هر روز، مانند نیها، احوالش تغییر میکند و شادیها و افکار جدیدی را تجربه میکند. این درک از تغییر و تحول در حالات نشان میدهد که خوشی در دل تلخیها پنهان است و زندگی همیشه شاهد تنوع و تحولات جدید است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
