هفت دفتر

در حال ورق زدن دفتر...

هفت دفتر

در حال ورق زدن دفتر...

بخش ۲۶ - قصهٔ آن حکیم کی دید طاوسی را کی پر زیبای خود را می‌کند به منقار و می‌انداخت و تن خود را کل و زشت می‌کرد از تعجب پرسید کی دریغت نمی‌آید گفت می‌آید اما پیش من جان از پر عزیزتر است و این پر عدوی جان منست مولانا: قصه آن حکیم کی دید طاوسی را کی پر زیبای خود را می… | هفت دفتر