

مثنوی معنوی
بخش ۷۲ - جواب آن مغفل کی گفته است کی خوش بودی این جهان اگر مرگ نبودی وخوش بودی ملک دنیا اگر زوالش نبودی و علی هذه الوتیرة من الفشارات
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۷۲ - جواب آن مغفل کی گفته است کی خوش بودی این جهان اگر مرگ نبودی وخوش بودی ملک دنیا اگر زوالش نبودی و علی هذه الوتیرة من الفشارات
آن یکی میگفت خوش بودی جهان
گر نبودی پای مرگ اندر میان
آن دگر گفت ار نبودی مرگ هیچ
که نیرزیدی جهان پیچپیچ
خرمنی بودی به دشت افراشته
مهمل و ناکوفته بگذاشته
مرگ را تو زندگی پنداشتی
تخم را در شوره خاکی کاشتی
عقل کاذب هست خود معکوسبین
زندگی را مرگ بیند ای غبین
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر به انتقاد از تصورات نادرست درباره زندگی و مرگ میپردازد و میگوید که برخی افراد بر این باورند که اگر مرگ وجود نداشت، جهان زیباتر بود. او با تأکید بر این نکته که مرگ جزئی از زندگی است و باید به درستی درک شود، میگوید که زندگی بیمرگ، چیزی شبیه به کشتزار خشک و بیثمر خواهد بود. همچنین، به این اشاره میکند که مرگ در واقع نقطه عطفی برای انتقال به زندگیی دیگر است و حسرتخوردن از مرگ نشانه نادانی است. نهایتاً، شاعر به ضرورت درک صحیح زندگی و مرگ اشاره میکند و از اهمیت درست زیستن پیش از مرگ میگوید.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
