

مثنوی معنوی
بخش ۹ - استعانت آب از حق جل جلاله بعد از تیره شدن
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۹ - استعانت آب از حق جل جلاله بعد از تیره شدن
ناله از باطن برآرد کای خدا
آنچ دادی دادم و ماندم گدا
ریختم سرمایه بر پاک و پلید
ای شه سرمایهده هَل مِن مَزید؟
ابر را گوید بِبَر جای خوشش
هم تو خورشیدا به بالا بر کشش
راههای مختلف میراندَش
تا رساند سوی بحر بیحدش
خود غرض زین آب جان اولیاست
کو غَسول تیرگیهای شماست
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این شعر، آب به خداوند پناه میبرد و ناله میکند که او را از تیرگیها رهایی بخشد. آب به یاد میآورد که چگونه سرمایههای خود را در دست دیگران ریخته است و از خدا میخواهد که به او کمک کند. سپس اشاره میشود که چگونه آب با جهات مختلفی به سوی دریا میرود و روحانیون را از کثافتها پاک میکند. اینجا تأکید بر این است که انسانها نیازمند واسطهای هستند تا از تلخیها و تاریکیها به نور و طهارت برسند و هیچ کس نمیتواند بدون واسطه به رحمت خدا دست یابد. آب به عنوان نمادی از لطف خداوند شناخته میشود که درونش سرشار از رحمت است و میتواند دیگران را نوازش دهد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
