

مثنوی معنوی
بخش ۹۲ - باز خواندن شهزاده نصوح را از بهر دلاکی بعد از استحکام توبه و قبول توبه و بهانه کردن او و دفع گفتن
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۹۲ - باز خواندن شهزاده نصوح را از بهر دلاکی بعد از استحکام توبه و قبول توبه و بهانه کردن او و دفع گفتن
بعد از آن آمد کسی کز مرحمت
دختر سلطان ما میخواندت
دختر شاهت همیخواند بیا
تا سرش شویی کنون ای پارسا
جز تو دلاکی نمیخواهد دلش
که بمالد یا بشوید با گلش
گفت رو رو دست من بیکار شد
وین نصوح تو کنون بیمار شد
رو کسی دیگر بجو اشتاب و تفت
که مرا والله دست از کار رفت
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ شهزاده نصوح است که پس از توبهای واقعی و برگشت از گناه، با دعوت دختر سلطان مواجه میشود. او متوجه میشود که تنها دلاکی که دل دختر را شاد میکند، اوست و باید به کمک او بیاید. اما نصوح با خود میاندیشد که از گناهانش توبه کرده و از ترس بازگشت به آن گناهان فرار میکند. او نمیخواهد دوباره به دنیای گناه برگردد، چرا که تلخی مرگ و عدم را چشیده و عزمش جز بر پایبندی به توبهاش مستحکم است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
