

مثنوی معنوی
بخش ۱۲۳ - مثل
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۲۳ - مثل
گفت با درویش روزی یک خَسی
که تُرا اینجا نمیداند کسی
گفت او گر مینداند عامیم
خویش را من نیک میدانم کیم
وای اگر برعکس بودی درد و ریش
او بُدی بینای من، من کور خویش
احمقم گیر احمقم من نیکبخت
بخت بهتر از لجاج و روی سخت
این سخن بر وفق ظَنَّت میجهد
ورنه بختم داد عقلم هم دهد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به گفتوگو میان درویشی و فردی خسی پرداخته است. درویش میگوید که اگر چه دیگران او را نمیشناسند، اما خود را به خوبی میشناسد و از وضعیتش آگاه است. او اظهار میکند که اگر او بد باشد و خود را خوب ببیند، این اشتباه بزرگی است و در واقع بینش واقعی مهمتر از تصور دیگران است. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که انسان باید با آگاهی و خرد خود زندگی کند و نارضایتی از دوسویگی درک و واقعیت را بپذیرد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
