

مثنوی معنوی
بخش ۱۳۶ - کرامات شیخ شیبان راعی قدس الله روحه العزیز
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۳۶ - کرامات شیخ شیبان راعی قدس الله روحه العزیز
همچو آن شیبان که از گرگ عنید
وقت جمعه بر رعا خط میکشید
تا برون ناید از آن خط گوسفند
نه در آید گرگ و دزد با گزند
بر مثال دایرهٔ تعویذ هود
که اندر آن صرصر امان آل بود
هشت روزی اندرین خط تن زنید
وز برون مثله تماشا میکنید
بر هوا بردی فکندی بر حجر
تا دریدی لحم و عظم از همدگر
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به کرامات شیخ شیبان، یک عارف بزرگ، میپردازد که با قدرت و حکمت خود از خطرات و آفات محافظت میکند. او مانند دایرهای است که از گزند باد و بلاها در امان میماند و رفتار او نمادی از راهنمایی و تدبیر درست است. شیخ با اعمال خود نشان میدهد که عجز و حیرت نوعی قدرت است و زندگی حقیقی در جستوجو و تحمل مصائب نهفته است. همچنین، با اشاره به داستان زلیخا و یوسف، به ما یادآوری میکند که حتی در شرایط دشوار، میتوان به جوانی و زندگی جدید دست یافت. کل مضمون این شعر به عمق عرفانی و قدرت روحی در مواجهه با چالشها مربوط میشود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
