

مثنوی معنوی
بخش ۱۴۰ - مثل
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۴۰ - مثل
آنچنان که گفت مادر بچه را
گر خیالی آیدت در شب فرا
یا بگورستان و جای سهمگین
تو خیالی بینی اسود پر ز کین
دل قوی دار و بکن حمله برو
او بگرداند ز تو در حال رو
گفت کودک آن خیال دیووش
گر بدو این گفته باشد مادرش
حمله آرم افتد اندر گردنم
ز امر مادر پس من آنگه چون کنم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به نقل قول از مادر کودک اشاره میکند که هنگام مواجهه با خیالات ترسناک در شب، با دل قوی و اعتماد به نفس باید پاسخ داد. او بر این باور است که آن خیالات، مشابه دیوهایی هستند که اگر انسان به آنها اجازهی تسلط ندهد، نمیتوانند آسیب زنند. در ادامه، تاکید میشود که صبر و آرامش در برابر این خیالات و ترسها، کلید رهایی از مشکلات و ناملایمات است. در نهایت، شاعر به اهمیت شناخت و درک منشأ این خیالات اشاره میکند و بر این نکته تأکید می نماید که ارتباط با دل و درون میتواند راهنما باشد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
