

مثنوی معنوی
بخش ۳۳ - حکایت در تقریر همین سخن
مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۳۳ - حکایت در تقریر همین سخن
آن یکی اسپی طلب کرد از امیر
گفت رو آن اسپ اشهب را بگیر
گفت آن را من نخواهم گفت چون
گفت او واپسروست و بس حرون
سخت پس پس میرود او سوی بن
گفت دمش را به سوی خانه کن
دم این استور نفست شهوتست
زین سبب پس پس رود آن خودپرست
شهوت او را که دم آمد ز بن
ای مبدل شهوت عقبیش کن
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این حکایت، امیری از دیگری خواهش میکند تا اسبی را که میخواهد به او بدهد. شخص دوم با این استدلال که آن اسب به سمت عقب میرود و در واقع باری از خود پرستی را حمل میکند، از قبول آن خودداری میکند. او میگوید که برای هدایت اسب به جلو باید دم آن را به سمت خانه برگرداند؛ به این معنا که باید شهوت و تمایلات نفس را کنترل کرد تا بتوان به سمت مقصد واقعی حرکت کرد. در نهایت، یادآوری میشود که حرکت به سمت هدف نیاز به همت و تلاش دارد و برای رسیدن به مقامهای بالا باید موانع را پشت سر گذاشت.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
