

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۰۳۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳۶
ای رخت فکنده تو بر اومید و حذر بر
آخر نظری کن به نظربخش فکر بر
ای طالب و ای عاشق بنگر به طلب بخش
بنگر به مؤثر تو چه چفسی به اثر بر
او میکشدت جانب صلح و طرف جنگ
گه صحبت یاران و گهی اوج سفر بر
در تو نگران او و تو را چشم چپ و راست
او با تو سخن گوی و تو را گوش سمر بر
او میزند این سیخ و هش گاو سوی یوغ
عیسیست رفیق و هش خربنده به خر بر
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به معانی عشق و طلب میپردازد و به عاشق میگوید که باید به آثار و نشانههای عشق توجه کند. او اشاره میکند که عشق میتواند انسان را به راههای مختلفی هدایت کند، از صلح تا جنگ، و تأکید دارد که وجود محبوب در دل عاشق تأثیر عمیقتری دارد. شاعر با زبان کنایی به اتفاقات زندگی و چالشهای آن میپردازد و از حالات عاشقانه و نادانیهایی که ممکن است پیش بیاید صحبت میکند. در پایان، شاعر برای عشق پرشور و جذابیت آن از عاشق میخواهد که به خود آید و واقعیتها را ببیند، زیرا در این دنیای پر زحمت، عشق و طلب، همواره حضور دارند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
