

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۱۰۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۰۴
باز شد در عاشقی بابی دگر
بر جمال یوسفی تابی دگر
مژده بیداران راه عشق را
آنک دیدم دوش من خوابی دگر
ساخته شد از برای طالبان
غیر این اسباب اسبابی دگر
ابرها گر مینبارد نقد شد
از برای زندگی آبی دگر
یارکان سرکش شدند و حق بداد
غیر این اصحاب اصحابی دگر
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تجلیات عشق و دگرگونیهایی که در جهانی عاشقانه رخ میدهد، میپردازد. او از باب جدیدی در عاشقی صحبت میکند که بر جمال محبوبی به نام یوسف گشوده شده است و از خوابهای جدید و الهامات عاشقانه میگوید. عشق به عنوان یک واقعیت مقدس، آثار و جانبهای مختلف خود را نشان میدهد و حتی در شرایط نامناسب نیز بقا دارد. با اشاره به اصحاب و دوستان قدیم، شاعر به تحولاتی که در دنیای عاشقان یا به دست طبع عشق اعمال میشود، تأکید میکند و از یادگیریهای خود تحت تأثیر شمس دین به تبریز اشاره میکند. در نهایت، او عشق را با همۀ چالشها و افتخاراتش، پدیدهای با نام و ویژگیهای خاص میداند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
