

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۱۶۱
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۶۱
مطربا عیش و نوش از سر گیر
یک دو ابریشمک فروتر گیر
ننگ بگذار و با حریف بساز
جنگ بگذار جام و ساغر گیر
لطف گل بین و جرم خار مبین
جعد بگشا و مشک و عنبر گیر
فربه از توست آسمان و زمین
این یک استاره را تو لاغر گیر
داروی فربهی خلق توی
فربهش کن چو خواهی و برگیر
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دعوت به شادی و عیش میپردازد و به بزم و میگساری اشاره میکند. او از مخاطب میخواهد که از شرم و ننگ دوری کند و با دوستانش ارتباط برقرار کند. مضمون عشق و میل به زیبایی نیز در شعر تکرار میشود، به طوری که او بر اهمیت عشق تاکید میکند و آن را دارویی برای انسان میداند. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که زندگی و خوشبختی در دست خود فرد است و باید آن را از طریق عشق و خوشی به دست آورد. در نهایت، با اشاره به شمس تبریزی، بر اهمیت رازهای عشق و عشق به دوست تأکید میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
