

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۲۵۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵۷
چون تو شادی بنده گو غمخوار باش
تو عزیزی صد چو ما گو خوار باش
کار تو باید که باشد بر مراد
کارهای عاشقان گو زار باش
شاه منصوری و ملکت آن توست
بنده چون منصور گو بر دار باش
اشتر مستم نجویم نسترن
نوشخوارم در رهت گو خار باش
نشنوم من هیچ جز پیغام او
هر چه خواهی گفت گو اسرار باش
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ارتباط عمیق بین عاشق و معشوق میپردازد و بیان میکند که عشق و شادمانی در ساختار زندگی باید حاکم باشد. او به عاشق فرمان میدهد که در حالت زار و غمگین به سر ببرد تا عشق را درک کند و در پی جمال یار، خود را در فضایی از راز و اسرار نگه دارد. همچنین به محدودیتهای خود اشاره کرده و میگوید که باید در انتظار و امید یار آرامش یابد. شاعر در انتها به کمگویی و نطق یار اشاره کرده و توصیه میکند که در مسیر عشق، باید بیشتر گوش کرد تا گفت.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
