

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۳۲۱
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲۱
ایا هوای تو در جانها سلام علیک
غلام میخری ارزان بها سلام علیک
ایا کسی که هزاران هزار جان و روان
همیکشند ز هر سو تو را سلام علیک
به وقت خواندن آن نامههای خون آلود
بخوان ز جانب این آشنا سلام علیک
تو میخرامی و خورشید و ماه در پی تو
همیدوند کهای خوش لقا سلام علیک
به خاک پای تو هر دم همیکنند پیغام
هزار چشم که ای توتیا سلام علیک
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ابراز عشق و ارادت خود به معشوق میپردازد و از او به عنوان منبع زندگی و جذب کننده جانها یاد میکند. او سلامهایی را که از جانب دیگران به معشوق میرسد، تقدیم میکند و بر اهمیت و تأثیر او در عالم هستی تأکید دارد. شاعر اشاره میکند که زیبایی و وجود معشوق چنان است که حتی خورشید و ماه به دنبالش میدوند. در پایان، او به این نکته اشاره میکند که سلام و درودی که به معشوق فرستاده میشود، فراتر از کلمات است و بار معنوی عمیقی دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
