

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۳۶۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۶۷
رشاء العشق حبیبی لشرود و مضل
کل قلب لهواه وجد الصبر یصل
سنه الوصل قصیر عجل معتجل
سنه الهجر طویل و مدید و ممل
یملاء الکاس حبیبی و طبیبی و تذر
فعلن مفتعلن او فعلاتن و فعل
ناول الکاس نهارا و جهارا و قحا
لا یخاف رهقا من بمحیاک قتل
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و شوق معشوق میپردازد و احساسات عمیق خود را نسبت به او بیان میکند. او با بیان اینکه وصال کوتاه و جدایی طولانی است، به درد و سوز عشق اشاره میکند. در این حالت، معشوق به عنوان نوشدارویی برای دلهای شیدا معرفی میشود و شاعر آرزو دارد که در روز روشن و با شجاعت از محبت و وصال معشوق بهرهمند شود. این غزل حال و هوای اشتیاق و هیجانهای عشق را به تصویر میکشد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
