

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۵۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۸
امتزاج روحها در وقت صلح و جنگها
با کسی باید که روحش هست صافی صفا
چون تغیّر هست در جان وقت جنگ و آشتی
آن نه یک روحست تنها بلک گشتستند جدا
چون بخواهد دل سلام آن یکی همچون عروس
مر زفاف صحبت داماد دشمن روی را
باز چون میلی بود سویی بدان ماند که او
میل دارد سوی داماد لطیف دلربا
از نظرها امتزاج و از سخنها امتزاج
وز حکایت امتزاج و از فکر آمیزها
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به مسألهی ارتباط روحها در زمانهای مختلف، اعم از صلح و جنگ، میپردازد و به این نکته اشاره دارد که روح انسانها در شرایط متفاوت دچار تغییر میشود. مولانا بیان میکند که در پیوندها و همنشینیها، مانند آغوش و دعا، این ارتباطات بیشتر نمایان میشود. او از اهمیت نیات در این ارتباطات میگوید و تأکید میکند که باید از خیالات و ترسها فراتر رفت تا به حقیقت و عشق الهی رسید. در نهایت، شاعر به لزوم فراموش کردن وسوسههای دنیوی و پیوستن به وجود لطیف خداوند اشاره میکند که منجر به رهایی از محدودیتها و رسیدن به حقیقت میشود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
