

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۷۶۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶۵
عاشق روی جان فزای توییم
رحمتی کن که در هوای توییم
تو به رخسار آفتابی و مه
ما همه ذره در هوای توییم
تا تو زین پرده روی بنمایی
منتظر بر در سرای توییم
ای که ما در میان مجلس انس
بیخود از شربت لقای توییم
خیره چون دشمنان مکش ما را
کآخر ای دوست آشنای توییم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر دربارهٔ عشق عمیق و شوق به معشوق است. شاعر خود را در حال انتظار برای دیدار محبوب توصیف میکند و افتادگی و سرسپردگی خویش را به او ابراز میدارد. او اشتیاق و عشق را در قالب استعارههایی چون ذره در آتش و بندهای در برابر خواست معشوق به تصویر میکشد. در این اشعار، شمس تبریزی به عنوان شخصیتی محبوب و الهامبخش معرفی میشود که جانهای عاشقان را جذب میکند. عشق به او، حتی فراتر از درد و رنج، مورد ستایش قرار میگیرد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
