

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۷۸۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۰
اقبل الساقی علینا حاملا کاس المدام
فاشربوا من کاس خلد و اترکوا اکل الطعام
اشبعوا من غیر اکل و اسمعوا من غیر اذن
و انطقوا من غیر حرف و اسکتوا تم الکلام
ایها العشاق طیبوا و اسکروا من کأسنا
و ارکبوا ظهر المعالی و ادخلوا بین الزحام
انهضوا نادی المنادی الصلا این الرجال
جاء کم نادی القیامه فی الهوی نعم القیام
اشربوا سقیا لکم ثم اطربوا غنما لکم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دعوت و بزم عشق و سرور میپردازد و از عاشقان میخواهد که از جام عشق بیاشامند و از خوردن غذا خودداری کنند، بلکه از لذتهای معنوی سیراب شوند. او با اشاره به روزی مقدس و عیدگونه، از محبت و اتحاد روزگار عشق سخن میگوید و از جمعیت دعوت میکند تا در این مسیر حرکت کنند. در این بزم، حال و هوای شادی و سرخوشی غالب است و شاعر میخواهد تا همگان از جمال عشق بهرهمند شوند و راهی به سوی حقیقت و زیبایی پیدا کنند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
