

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۸۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۰
ای تو آب زندگانی فاسقنا
ای تو دریای معانی فاسقنا
ما سبوهای طلب آوردهایم
سوی تو ای خضر ثانی فاسقنا
ماهیان جان ما زنهارخواه
از تو ای دریای جانی فاسقنا
از ره هجر آمده و آورده ما
عجز خود را ارمغانی فاسقنا
داستان خسروان بشنیدهایم
تو فزون از داستانی فاسقنا
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به ستایش و درخواست از معشوق و منبع زندگی میپردازد. شاعر معشوق را بهعنوان منبعی پرمعنا و دریایی از معرفت میبیند و از او درخواست میکند تا عطای بخشش و الهام را به سوی خود فرستد. او با اشاره به آگاهی و حقیقت رموز عشق، عقل را در برابر عشق و جنون قرار میدهد و عشق را بالاتر از عقل میداند. در پایان، شاعر به مقام و ارزش معشوق که رکن اصلی عالم است، اشاره میکند و او را به عنوان شمس حق معرفی میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
