

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۸۴۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴۸
چه باشد پیشه عاشق به جز دیوانگی کردن
چه باشد ناز معشوقان به جز بیگانگی کردن
ز هر ذره بیاموزید پیش نور برجستن
ز پروانه بیاموزید آن مردانگی کردن
چو شیر مست بیرون جه نه اول دان و نه آخر
که آید ننگ شیران را ز روبه شانگی کردن
سرافراز است کُه لیکن نداند ذره باشیدن
چه گویم باز را لیکن کجا پروانگی کردن
به پیش تیر چون اسپر برهنه زخم را جستن
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان حال و هوای عاشقان میپردازد و میگوید که دیوانگی یکی از ویژگیهای اصلی عاشقان است. او به معشوقان ناز میکند و به بیگانگی آنها اشاره میکند. از پروانه به عنوان نماد عشق و فداکاری یاد میکند و از مردانگی و شجاعت آنها سخن میگوید. شاعر همچنین به تفاوتهای میان سطحینگری و عمق فکر کردن اشاره میکند و میگوید در عشق باید از ظواهر فراتر رفت. در نهایت، او به مفهوم دانش و حقیقت اشاره میکند و به محدودیتهای انسانی در درک اسرار پنهان میپردازد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
