

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۸۸۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۸۶
نی نی به از این باید با دوست وفا کردن
نی نی کم از این باید تقصیر و جفا کردن
زخمی که زند دستت بر عاشق سرمستت
نتواند غیر تو تدبیر دوا کردن
مرغی که چشد یک دم از دانه دام تو
در خاطر او ناید آهنگ هوا کردن
ای کار دو چشم تو بیجرم و گنه کشتن
وی کار دو لعل تو حاجات روا کردن
خوش واقعهای دارد دل با غم عشق تو
نی روی فروخوردن نی رای رها کردن
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وفاداری و وفای به دوست اشاره میکند و بر این نکته تأکید میکند که کمتر از این، جفا و تقصیر است. او به درد و عذاب عاشقانی میپردازد که با توجه به محبت معشوق، نمیتوانند به کسی جز او روی بیاورند. بیان میشود که عشق به محبوب همچون مرغی است که به دام او افتاده و نمیتواند به آسمان آزادی بازگردد. شاعر همچنین به ظلم و بیعدالتی چشمان محبوب اشاره دارد و میگوید که دل عاشق، با وجود غم عشق، نمیتواند از آن عشق رویگردان شود. در پایان، به وضوح میگوید که دعوی صفا در عشق واقعی نیکو نیست؛ زیرا مفهوم واقعی صفا را جان عاشق درک میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
