

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۱۹۰۳
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰۳
شنیدی تو که خط آمد ز خاقان
که از پرده برون آیند خوبان
چنین فرموده است خاقان که امسال
شکر خواهم که باشد سخت ارزان
زهی سال و زهی روز مبارک
زهی خاقان زهی اقبال خندان
درون خانه بنشستن حرام است
که سلطان می خرامد سوی میدان
بیا با ما به میدان تا ببینی
یکی بزم خوش پیدای پنهان
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به بیان دعوتی از سوی خاقان میپردازد که از خوبان میخواهد از درون خانهها خارج شوند و به میدان بیایند. او از سال و روز مبارک سخن میگوید و بر لذتهای زندگی تأکید میکند؛ در این میدان، بساط شادمانی و نعمتهای فراوان چیده شده است. اما آنچه در این بزم با اهمیتتر از خوراک و شراب است، عشق است که جان مستان را به خود مشغول کرده و آنها را از لذات دنیایی آزاد کرده است. در نهایت، شاعر به تعجب و تأمل میپردازد و از خود میپرسد که این لذت کجا و در کجا ممکن است، در حالی که جستجوگران به دنبال آن هستند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
