

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۲۱۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۰
طرب اندر طرب است او که در عقل شکست او
تو ببین قدرت حق را چو درآمد خوش و مست او
همه امروز چنانیم که سر از پای ندانیم
همه تا حلق درآییم و در این حلقه نشست او
چو چنین باشد محرم که خورد غم که خورد غم
به سبو ده می خوش دم که قدح را بشکست او
شه من باده فرستد به چه رو می نپرستم
هله ای مطرب برگو که زهی باده پرست او
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به حال و هوای شاد و مستی اشاره میکند که از حضور خداوند و قدرت او در دلها به وجود آمده است. او به طرب و سرمستی در جمع عاشقان میپردازد و میگوید که همه در این دیوانگی و خوشحالی غرق هستند و به آنچه در اطرافشان میگذرد، بیتوجهاند. همچنین، شاعر از پیغام و هدیهای که از جانب خداوند میرسد، سخن میگوید و این پیروزی و شوق را در طرب و جشن میبیند. این حالت شادی و سرخوشی به نوعی به مناسک محفلهای عاشقانه و عشق به باده تعبیر میشود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
