

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۲۸۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۸۸
شحنه عشق میکشد از دو جهان مصادره
دیده و دل گرو کنم بهر چنان مصادره
از سبب مصادره شحنه عشق رهزند
پس بر عاشقان شود راحت جان مصادره
داد جگر مصادره از خود لعل پارهها
جانب دیده پارهای رفت از آن مصادره
عشق شهی است چون قمر کیسه گشا و سیم بر
سیم بده به سیم بر نیست زیان مصادره
هر چه برد مصادره از تن عاشقان گرو
بازرسد به کوی دل نورفشان مصادره
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به توصیف حال و هوای عاشقانه و تجربههای شورانگیز عشق میپردازد. شاعر عشق را به عنوان یک منبع سرشار و بیپایان معرفی میکند که همه چیز را از دو جهان مصادره میکند. او اشاره میکند که عشق انسان را از داشتههایش میکاهد، اما در عوض، نور و زیباییهای بیشتری را به دلش میآورد. همچنین، به تضاد فصلها و تأثیرات طبیعی بر عشق و زندگی اشاره میشود و در نهایت، از بازگشت نور و زیبایی به زندگی پس از تاریکی شب سخن میگوید.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
