

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۳۲۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۲۷
ای جنبش هر شاخی از لون دگر میوه
هر کس ز دگر جامی مستک شده کالیوه
در پرده دو صد خاتون رخساره دریدستند
بر روی زنان هر یک از جفت دگر بیوه
در کامه هر ماهی شستی است ز صیادی
آن ناله کنان آوه وین ناله کنان ای وه
جبریل همیرقصد در عشق جمال حق
عفریت همیرقصد در عشق یکی دیوه
ای مطرب مشتاقان شمس الحق تبریزی
مینال در این پرده زنهار همین شیوه
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف عشق و زیبایی میپردازد و عشق الهی را به گونهای شگفتانگیز و پرجنب و جوش توصیف میکند. او به حرکات و تغییرات در عالم هستی اشاره دارد و به عشق و شیدایی در دل انسانها و حتی موجودات غیرانسانی میپردازد. در این میان، از حضور جبریل و عفریت به عنوان نمادهای عشق و شیدایی یاد کرده و به مطرب (سازنده) میگوید که باید در این پرده، ناله سر دهد و حال و هوای این عشق را بیان کند. غزل در نهایت به عشق شمس الحق تبریزی تأکید میکند و پیامی از شیدایی و جذبهی او را منتشر میسازد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
