

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۵۵۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵۶
زهی چشم مرا حاصل شده آیین خون ریزی
ز هجران خداوندی شمس الدین تبریزی
ایا خورشید رخشنده متاب از امر او سر را
که تاریک ابد گردی اگر با او تو بستیزی
ایا ای ابر گر تو یک نظر از نرگسش یابی
به جای آب آب زندگانی و گهربیزی
اگر آتش شبی در خواب لطف و حلم او دیدی
گلستانها شدی آتش نکردی ذرهای تیزی
به هنگامی که هر جانی به جانی جفت میگردند
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تحسین و شکرگزاری از شمسالدین تبریزی پرداخته و عشق و ارادت خود را نسبت به او نشان میدهد. او به عظمت و نورانیت شمس اشاره میکند و میگوید که دوری از این نور میتواند انسان را به تاریکی بکشاند. همچنین، شاعر به زیبایی و لطافت جان شمس اشاره میکند که موجب تحول و پاکی در دیگران میشود. در نهایت، شاعر از عقل و تیزبینی آدمی میخواهد تا به درک این حقیقت برسد و از نعمت وجود شمس بهرهمند گردد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
