

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۵۸۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۰
ای خیره نظر در جو پیش آ و بخور آبی
بیهوده چه میگردی بر آب چو دولابی
صحراست پر از شکر دریاست پر از گوهر
یک جو نبری زین دو بیکوشش و اسبابی
گر مرد تماشایی چون دیده بنگشایی
بگشادن چشم ارزد تابانی مهتابی
محراب بسی دیدی در وی بنگنجیدی
اندر نظر حربی بشکافد محرابی
ما تشنه و هر جانب یک چشمه حیوانی
ما طامع و پیش و پس دریا کف وهابی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به تذکری دربارهٔ جستجوی حقیقت و تماشاگری میپردازد. شاعر به مخاطب میگوید که به جای گشتن در آبهای بیثمر، باید به عمق هستی و زیباییهای درون طبیعت نگاهی تیزبین دارد. او در وصف چشمههای حیات و نعمتهای خداوند از جمله شکر و گوهر صحبت میکند و بر عدم توانایی انسان در درک این نعمتها تأکید میکند. همچنین، اشاره به ضعفها و نقصهای خود و زندگی مربوط به انسانها دارد و در نهایت بر لزوم خاموشی در مقابل حقایق بزرگ هستی تأکید میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
