

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۵۸۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸۴
ماییم در این گوشه پنهان شده از مستی
ای دوست حریفان بین یک جان شده از مستی
از جان و جهان رسته چون پسته دهان بسته
دمها زده آهسته زان راز که گفتستی
ماییم در این خلوت غرقه شده در رحمت
دستی صنما دستی میزن که از این دستی
عاشق شده بر پستی بر فقر و فرودستی
ای جمله بلندیها خاک در این پستی
جز خویش نمیدیدی در خویش بپیچیدی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به بیان حال و هوای عاشقانه و عارفانه شاعران پرداخته و از عمیقترین احساسات و رازها سخن میگوید. شاعر در یک خلوت عمیق، غرق در محبت و رحمت است و از دوستی سخن میگوید که به پستی و فقر عشق ورزیده است. او به دوست خود میگوید که اگر به درون خویش توجه کند، رهایی را خواهد یافت و از وابستگی به بیگانگان و صورتها اجتناب کند. در نهایت، شاعر به جستجوی تجربههای عمیقتر و درک کیفیتهای واقعی زندگی و عشق فرا میخواند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
