

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۷۷۱
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷۱
ای قلب و درست را روایی
پیش تو که زفت کیمیایی
در ره خر بد ز اسب رهوار
از فضل تو کرده پیش پایی
گر پای سگی ره تو کوبد
بر شیر وغاش برفزایی
در عشق تو پاشکستگانند
دارند امید پرگشایی
در تو مگسی چو دل ببندد
یابد ز درت پر همایی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و فضل الهی اشاره میکند، تأکید بر دلدادگی و امید به رحمت خداوند دارد. او بیان میکند که حتی اگر پستی و پریشانی وجود داشته باشد، با لطف خداوند، همه چیز ممکن و آسان خواهد شد. شاعر همچنین به ایمان افرادی که شکستهدل هستند و در جستجوی راهی به سوی خداوند هستند، اشاره میکند و بر این باور است که درِ رحمت خدا به روی آنان باز است. در نهایت، او خواهان خاموشی است تا از رازهای الهی مطلع شود و به درک عمیقتری دست یابد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
