

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۸۰۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۰۶
آه کان سایه خدا گوهردلی پرمایهای
آفتاب او نهشت اندر دو عالم سایهای
آفتاب و چرخ را چون ذرهها برهم زند
وز جمال خود دهدشان نو به نو سرمایهای
عشق و عاشق را چه خوش خندان کنی رقصان کنی
عشق سازی عقل سوزی طرفهای خودرایهای
چشم مرده وام کرده جان ز بهر عشق او
ز آنک در دیده بدیده جان از آن سر پایهای
قهر صد دندان ز لطفش پیر بیدندان شده
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به توصیف عظمت و جمال الهی میپردازد و بیان میکند که چگونه عشق و معرفت نسبت به خداوند نیروهای جهان را تحت تأثیر خود قرار میدهد. عاشق به واسطه عشق، عقل و منطق را زیر پا میگذارد و در این حالت شادمانی و رقص را تجربه میکند. زیبایی و نور الهی چنان تأثیری بر دلها دارد که حتی عدم را به وجود میآورد و عشق شمس تبریزی در انتقال این پیام نقش بسزایی دارد. در نهایت، شاعر از سادگی و عظمت این عشق سخن میگوید و اشاره به صبر و حلم میکند که جایگاه و مقام والای خداوند را نشان میدهد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
