

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۸۷۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۷۰
ای دریغا در این خانه دمی بگشودی
مونس خویش بدیدی دل هر موجودی
چشم یعقوب به دیدار پسر شاد شدی
ساقی وصل شراب صمدی پیمودی
رو نمودی که منم شاهد تو باک مدار
از زیان هیچ میندیش چو دیدی سودی
هیچ کس رشک نبردی که فلان دست ببرد
هر کسی در چمن روح به کام آسودی
نیست روزی که سپاه شبش آرد غارت
نیست دینار و درم یا هوس معدودی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تجلی عشق و اتحاد با معشوق اشاره میکند و بر اهمیت لحظههای خاص در زندگی تاکید دارد. او از ارتباط عمیق خود با معشوق و سرور دیدار میگوید و به دلهایی که در چمن زندگی آرامش یافتهاند، اشاره میکند. غزل همچنین به سختیها و گرههای زندگی اشاره دارد، که با عطای معشوق گشوده میشوند. سرانجام، شاعر با ستایش از شمس تبریزی به او لقبهای خاص و منحصر به فرد میدهد، و او را در دنیای عشق و عرفان به عنوان موجودی بینظیر معرفی میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
