

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۸۹۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹۵
چارهای کو بهتر از دیوانگی
بسکلد صد لنگر از دیوانگی
ای بسا کافر شده از عقل خویش
هیچ دیدی کافر از دیوانگی
رنج فربه شد برو دیوانه شو
رنج گردد لاغر از دیوانگی
در خراباتی که مجنونان روند
زود بستان ساغر از دیوانگی
اه چه محرومند و چه بیبهرهاند
کیقباد و سنجر از دیوانگی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به اهمیت دیوانگی و عشق الهی میپردازد و آن را برتر از عقل و خرد انسانی میداند. او تأکید میکند که بسیاری از افراد از عقل خود کافر شدهاند و دیوانگی موجب رهایی از رنجها و محدودیتها میشود. در میان میخانه، دیوانگان خوشبختتر و شادترند و کسانی مانند کیقباد و سنجر که از دیوانگی بیبهرهاند، در حقیقت محروم هستند. شاعر با بیان اینکه دیوانگی همچون پرواز بر آسمان و حالتی مسیحوار است، شمس تبریزی را به عنوان نماد این عشق و دیوانگی معرفی میکند و از آن به عنوان گشایندهی درهای حکمت و رازهای عشق یاد میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
