

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۲۹۵۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۵۴
گر روشنی تو یارا یا خود سیه ضمیری
در هر دو حال خود را از یار وانگیری
پا واگرفتن تو هر دو ز حال کفر است
صد کفر بیش باشد در عاشقان نفیری
پاکت شود پلیدی چون از صنم بریدی
گردد پلید پاکی چون غرقه در غدیری
دنبال شیر گیری کی بیکباب مانی
کی بینوا نشینی چون صاحب امیری
بگذار سر بد را پنهان مکن تو خود را
در زیرکی چو مویی پیدا میان شیری
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به اهمیت و ضرورت رهایی از تعلقات دنیوی و دلبستگی به یار حقیقی اشاره میکند. او تأکید دارد که باید از پردههای نفاق و پلیدی فاصله گرفت تا پاکی و روشنی حاصل شود. با مثالهایی از طبیعت، مانند درخت خرما و میوههایش، شاعر نشان میدهد که انسان باید در جستجوی معنویت و پختگی باشد. او در نهایت یادآور میشود که نباید از حقیقت فرار کرد، بلکه باید در جستجوی آن، با شجاعت و اعتقاد پیش رفت.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
